نوروز، جشن « نورزائی آفرينش»
نوشته شده توسط عبدالواجد، استاد دانشگاه ولايت تخار   
یکشنبه / 23 حوت / 1388
 
- نو روز جشن نوشده گی سال و زمان و تجديد حيات طبعيت بوده است.
 
نوروز که در آغاز فصل بهار جشن گرفته ميشود، پيام آور نوشده گی سال، آمدن گرما و مرگ زمستان، باز زائی طبعيت و زمان خروج انسان از عالم خموده گی و شروع حيات اجتماعی دو باره در جامعه و کار دسته جمعی در بيرون از خانه و در مزرعه و باغ و بوستان است.

 دگرگونی سال و نقش آن در زندگی اجتماعی – اقتصادی مردم، واکنشهای نمادين در فرهنگ مردم پديد آورده که درمجموعه از آداب و رسوم در هنگام نوروز نمايان ميشود.

بسياری از رفتارهای آيينی و نمادين مربوط به نوروز با اسطوره های اوليه در جامعه انسانی ارتباط دارند و نشاندهنده رفتارها و يا رخدادهای هستند که در آغازشکل گيری آن جامعه ها پديد آمده و يا رو داده اند.

نوروز به بيان ابوريخان البيرونی،  روز«نورزائی آفرينش» و به روايت شمس الدين محمد دمشقی«روز آفرينش نور» و روزی است که مردم را در آن «روزنو و ماه نو و سال نو،  به آراسته و نوگردانيدن آنچه که گذشت زمان کهنه اش کرده، برميگرداند» و معتقد بودن که در نوروز مقدرات مردم برای يک سال تمام تعيين و استوار می گردد.(1)

از آيين های برخاسته از سنت های رايج در دوران اساطيری، برخی هم در زنده گی امروزين معنا و مفهومش را از دست داده است و دگر، کار آمد و سودمند نيستند و بصورت بقايای فرهنگی غير فعال درآمده اند و اما نوروز از آن قماش نبود.

خاستگاه و پيشينه اسطوره ئی نوروز:

 بيشتر روايات اسطوره ئی و افسانه ئی آريانای باستان، دوره پيشدادي را زمان پيدائی نوروز و جمشيد چهارمين شاه پيشدادی را بنيانگذار نوروز و رسم نوروزی بشمار آورده اند. دوران جمشيد دوران طلائی بشمار آمده است. اسطوره ای وجود دارد که در آن دوران خوردنیها کاهش نمی يافت، چارپايان و مردمان نمی مردند، گياهان نمی خشکيدند، گرما و سرما و پيری و رشک وجود نداشتند  و جمشيد برهفت کشور جهان فرمان ميراند!
 جمشيد شخصيت اين جهانی و محبوب ترين چهره در دوران آريانای کهن بود.

پيوند نوروز با جمشيد  از سوئی به کهنسال بودن آيين نوروزی و از سوی ديگر به محبوب بودن جمشيد و خاطره خوشی که از او در اذهان مردم باز مانده، اشاره دارد. (2)

فردوسی در داستان پديد آمدن نوروز نقل ميکند که وقتی جمشيد از کارهای کشوری آسود، برتخت کيانی نشست و همه بزرگان لشکری و کشوری بر گرد تخت او فراهم آمدند و بر او گوهر پاشيدند. جمشيد آن روز را که نخستين روز از فروردين و آغاز سال سال بود، نو روز ناميد.

به جمشيد بر گوهر افشاندند
مر آنروز را روز نو خواندند
سرِ سال نو هرمز فروردين
بر آسوده از رنج تن، دل زکين
بزرگان به شادی بياراستند
می و جام و رامشگران خواستند
چنين روز فرخ از آن روزگار
بمانده از آن خسروان يادگار

ابن بلخی، افسانه ی برتخت نشستن جمشيد در آغاز بهار و نوروز خواندن آنروز را نقل ميکند و ميگويد: به فرمان جمشيد همه بزرگان به استخر آمدند و در ساعتی که « شمس به درجه اعتدال ربيعی رسيد،  وقت گردش سال در آن سرای برتخت نشست و تاج بر سر نهاد» و «آنروز جشن ساخت و نوروز نام نهاد و از آن روز باز، نوروز آيين شد و آن روز بسيار خيرات فرمود ويک هفته ء متواتر به نشاط و خرمی مشغول بوند»

ثعالبی در تاريخ ملوک الفرس در باره جمشيد واسطوره پديد آمدن نوروز ميگويد« جمشيد امر کرد تا تختی از عاج و چوب ساج برای او بسازند و آنرا با ديبا مفروش کرد و بر آن نشست و به شياطين (ديوان) فرمان داد تا او را به روی شانه های شان در منطقه ای که بين زمين و آسمان است، حمل کنند و او را از دماوند به بابل بردند. وآن روز، روز اول بهار بود که آغاز سال و تجدد حيات زمان و بيداری زمين بعد از خواب زمستانی است»

برهان قاطع، نوروز ورسم جشن گرفتن اين روز را به مناسبت برتخت نشستن جم در طلوع آفتاب در آذربايجان و بازتاب درخشش پرتو خورشيد از تاج وتخت جم دانسته و چنين نوشته است: جم در سير عالم« چون به آذربايجان رسيد، فرمود که تخت مرصعی را در جای بلند روی به جانب مشرق گذارند و خود، تاج مرصع بر سر نهاد و بر آن تخت بنشست. همينکه آفتاب طلوع کرد و پرتو آن بر آن تاج و تخت افتاد، شعاعی در غايتِ روشنی پديد آمد و مردمان از آن شادمان شدند و گفتند؛ اين «روز نو» است. وچون شعاع را در زبان پهلوی «شيد» گويند، اين لفظ را بر «جم» افزودند و او را جمشيد خواندند و جشن عظيم برپا کردند و از آن روز اين رسم پيدا شد» (3)

روايات اسطوره يی – افسانه يی، جملگی اين واقعيت را نشان ميدهد:
-    جشن نوروز، رسم و آيين کهن و از دوران پيشينی از تاريخ ميان مردم آريانا شناخته شده بود.
-    نوروز باطلوع خورشيد در نخستين روز بهاری آغاز و جشن گرفته می شده است.
-    نو روز جشن نوشده گی سال و زمان و تجديد حيات طبعيت بوده است.
-    از پيشينه و خاستگاه تاريخی نوروز و آيين های کهن در دوره های کهن، آگهی های کتبی فراوان و دقيقی در دست نيست ولی بی ترديد، نوروز و رسم نوروزی يک رواج همگانی و مربوط به پديده نوگشتگی سال و دگرگونی طبعيت از حالتی به حالت ديگر در ميان اقوام مختلف جهان بوده است.

اينجا قابل ياد آوری مختصر ميدانم که نوروز در فرهنگهای منطقه و در ميان اقوام سامی نيز از کهن ترين زمانه ها شناخته شده است و بسياری از اعراب آنرا جشن ميگرفتند.

خلاصه سخن:
انسان در نوروز که با مجموعه ای از رفتارهای نمادين رمزگونه همراه است، دريک استحاله درونی و بيرونی، نخست همه تعلقات نا پاک زندگی را که از سياهی وتباهی کهنگی برخاسته، از خود و فضای زندگی بومی خود می زدايد و دور ميسازد. سپس با نو شده گی زمان و نوزائی آفرينش در طبعيت باز زاده ميشود، آنگاه با نيرو وتوان تازه برای پذيرش وظايف و قيود اجتماعی زنده گی در يک سال ديگر، آماده گی ميابد و آنرا با سال نو آغاز ميکند.

کتابنامه ها(مأخذ) :
-    ابوريحان البيرونی، آثارالباقيه، ترجمه محمد اکبر داناسرشت.
-    برهان قاطع، محمدحسين خلف تبريزی و به کوشش داکتر معيين.
-    حدود العالم، به کوشش محمود ستوده.

 

ارسال نظرات شما

نام شما:
ایمیل شما:
عنوان:
نظر:
ناشر، ميديوتيك افغانستان
بانر تبلیغاتی
بالاي لوگو كليك كنيد
مسووليت محتوای مطالب نشر شده به نويسندگان آنها مربوط است