جنگ اخير دربغلان «تبصره ای بريک خبر»
نوشته شده توسط همدرد - کندز   
چهار شنبه / 20 حوت / 1388
 
در زمان سلطه طالبان در شمالشرق، نيروهای وابسته به آن حزب اسلامی در بغلان، جانب مواضع و موقعيت طالبان را گرفت و از آن جانبداری کرد. حضور دوامدار انجينير بشير يکی از فرماندهان مقتدر آنوقت حزب اسلامی بحيث والی بغلان، نماد تسلط حزب اسلامی در بغلان را در زمان طالبان نيز به نمايش گذاشته بود.
 
بغلان از جمله ولايات شمالشرقی کشور است که با ولايات کندز، سمنگان، پروان و قسماً تخار و پنجشير همسرحد ميباشد. بغلان نيز مانند ساير ولايت شمال دارای آب فروان و زمينهای حاصلخيز زراعتی است اما صنعتی بودن آن نيز يکی از شاخصهای بلندش خاصتاً در گذشته بوده است، چه فابريکات بزرگ توليدی نساجی، سمنت، توليد برق آبی، ذعال سنگ و... نيز در اين ولايت موقعيت داشته و اين شاخص به بعلان موقعيت بلند در رشد اقتصادی کشور بخشيده است.
پلخمری مرکز اين ولايت است که در بزرگراه شمال و کابل قرار دارد و وقتی از طريق شاهراه سالنگ ازکابل به شمال برويد، ناگزيريد از آن عبور کنيد.
تقريباٌ تا اخير دههء پنجاه خورشيدی، بغلان مرکزی که فعلاً ولسوالی است، بحيث مرکز اين ولايت مقام داشت اما بنابر عوامل متعدد نظامی و امنيتی، حکومت آنوقت تصميم به تغيير مرکز بغلان از بغلان مرکزی به پلخمری گرفت که تا کنون در اجرا است.

بغلان مرکزی يکی از حاصلخيز ترين مناطق آن ولايت را تشکيل ميدهد. در سالهای دور و دراز چنگ، در بغلان مرکزی حزب اسلامی حکمتيار از نفوذ زياد برخوردار بود. بعد از پيروزی مجاهدين و در جريان جنگهای ميان تنظيمی و پس از آن نيز دربغلان مرکزی حکمتيار تسلط داشت و در حوادث آن همچنان نقش آفرينی ميکرد.
در زمان سلطه طالبان در شمالشرق کشور، نيروهای وابسته به آن حزب اسلامی در بغلان، جانب مواضع و موقعيت طالبان را گرفت و از آن جانبداری کرد. حضور دوامدار انجينير بشير يکی از فرماندهان مقتدر آنوقت حزب اسلامی بحيث والی بغلان، نماد تسلط حزب اسلامی در بغلان را در زمان طالبان نيز به نمايش گذاشته بود.

در حوالی سقوط وپس از سقوط طالبان، با آنکه انتظام آن حزب در بغلان نيز از هم پاشيد اما افراد و فرماندهان آن دست نخورده باقی ماندند که ارتباط با طالبان را همچنان حفظ داشتند.

در سالهای اخير (اعتبار از 2007 ميلادی) که نمونه های از فعاليت طالبانی در شمالشرق و خاصتاً کندز و بغلان خود را نمايش داد و داشت به انتظام بيانجامد، گروها و شکست و ريخت هردو جانب(طالبان و حزب اسلامی حکمتيار) در بغلان مرکزی به جمع و جور خود اقدام کردند و تشکيلات دوباره ای به ميان آوردند.
اين گروها در حوادث و نا آرامی های امنيتی که ويژتاً کندز و بغلان مرکزی را احتوا ميکند، دارای سهم موثر و فعال اند. همينها باعث بروز نا امنی در شاهراه کندز- بغلان ميشوند. آنها پيوند نزديک با قوتهای مستقر طالبی در ولسوالی های چهار دره و علی آباد کندز دارند.

همزمان با اينکه گروهای مسلح و جنگجوی مذکور در مقابله با دولت و نيروهای مستقر بين المللی دارای مواضع و فعاليتهای مشترک اند، مخالفتهای محلی، اتنيکی و منطقوی نيز در زمانه های مختلف آنها را به جان هم انداخته اند.
يکی از شاخصها و عوامل موثر در به ميان آمدن اين در گيری ها را مسأله دستيابی به قدرت محلی و تحت تصرف داشتن مناطق و زمينهای حاصلخيز زراعتی به هدف جمع آوری عشر حاصلات زراعتی
که متأسفانه از دايره اصول و قاعده های اسلامی بدر آمده است، ميسازد.
فاجعه در گيری حزب اسلامی و طالبان درهفته گذشته در بغلان مرکزی از بنياد به همين موضوع قدرت در محل و دستيابی به امتيازات بيشتر اقتصادی بر ميگردد.
به بيان آگهان و منابع با اعتبار دولتی و شاهدان محلی، مرکزثقل و علت اساسی ايجاد حوادث و روياروئی مسلحانه حزب اسلامی و طالبان محلی را که منجر به کشته شدن 35 تن از هردو طرف و شهادت حدود 15 تن مردم ملکی در منطقه کوک چنار بغلان مرکزی گرديد و زخميان زيادی از خود بجا گذاشت، اختلاف بر سر دستيابی به عشر و ذکات از زارعين محلی تشکيل ميدهد.
عبدالوکيل احساس فرمانده لوای مستقر اردوی ملی در شمالشرق به رسانه ها گفت که علت درگیری این دوگروه را مخالفت های ذات البینی و اختلاف در گرفتن عشر و ذکات می سازد.
طوری وانمود ميشود که اين جنگ به ضرر حزب اسلامی تمام شده است. چه در اين درگيری مسلحانه تلفات قابل توجه ای به اين گروه رسيده و در تحت همين فشار بود که گروه بزرگی از حزب اسلامی مَيل کردند تا به دولت افغانستان تسليم شوند. اين امر نشانه از آن داشت که اين گروه تاب مقاومت و جنگيدن با طالبان محلی را حد اقل برای فعلاً از دست داده و ضرورت به حمايه کننده ديگری احساس ميکند.
بلاخره گروه بزرگ از فرماندهان و افراد حزب اسلامی روز دوشنبه هفدهم حوت 1388 خورشيدی که تا آنزمان درگير جنگ با طالبان بودند، در شهر پلخمری به دولت تسليم شدند.
در محوطه قومندانی امنيه ولايت بغلان در شهر پلخمری در حاليکه جمع کثيری از مسولين محلی نظامی و ملکی دولتی، ژورناليستان و مردم حاضر بودند، هفتاد تن از افراد حزب اسلامی بشمول ملانورالحق قومندان عمومی حزب اسلامی درولایت بغلان، قومندان عبدالله، قومندان یاسین ، قومندان دیان ، آمرملنگ و 11 تن سرگروپ های آنان با سلاح دست داشته خود را به نيروهای امنيتی تسليم نمودند.
ملانورالحق مسؤل عمومی حزب اسلامی در آن ولايت ازدولت خواهان همکاری درعرصه تامین امنیت گردیده افزود "اگر دولت همکاری نماید، میتوانیم مردم را از شَر طالبان در ولایت بغلان نجات دهیم تااینکه مردم بتواند تحت چترصلح زندگی نماید"

بيان فوق الذکر ملا عبدالحق در ذهن هر جستجوگر، پرسشهای زيادی را در رابطه با هدف و موقعيت زمانی اين تسليم شدن ايجاد ميکند و مستلزم تبصره زيادی است. اما چون باورم اين است که خواننده با فراست سايت نشراتی افغانستان امروز درک نموده که من چه ميخواهم بگويم، ناگزيرم اين قول معروف را در پای اين يادداشت درج کنم که «چيزيکه عيان است چه حاجت به بيان است»

 

ارسال نظرات شما

نام شما:
ایمیل شما:
عنوان:
نظر:
ناشر، ميديوتيك افغانستان
بانر تبلیغاتی
بالاي لوگو كليك كنيد
مسووليت محتوای مطالب نشر شده به نويسندگان آنها مربوط است