درجنگ مارجه هدف شاید قدرت باشد
نوشته شده توسط : نیویارک تایمز- برگردادن: محمدعاطف   
 
بلاخره، بعد از چهار سال طویل ابتکار به دست امریکائيها افتاد. تا آنروزیکه افغانها رهبری را کاملاً بدست خود میگیرند، ابتکار در دست امریکائیها خواهد بود.

جریان عملیات در مارجهکابل- افغانستان 21- فبروری 2010: هر تاریخ دان و جنرال به شما اين چیز مشابه را خواهند گفت: اگر شما در معرکه و جنگ ابتکار را از دست دادید، دوباره بدست آوردن آن خیلی دشوار خواهد بود. بطور مثال در جنگ کوریا: در اوایل آمریکایها ابتکار  را از دست دادند، اما بعد از یک عملیات دراماتیک و دلاورانه ابتکار را بدست خود گرفتند. بعد از مدت زمانی آنرا دوباره از دست دادند که سر انجام این جنگ خیلی خونین شده و بی نتیجه به پایان رسید.
روسیه در ستالينگراد بخاطر گرفتن ابتکار از آلمانها در حدود یک ملیون کشته داد و یک ملیون دیگر را بنحوی صدمه رساندند. در سال 2007 امریکایها در عراق درگیر یک بازی خیلی خطرناک شدند اما بالاخره با یک هزینه کمرشکن توانستند کنترول را بدست خود بگیرند.  اینجا در کابل، در اخیر یک هفته دراز و پرماجرا این شاید قابل درک نباشد که پرسیده شود: آیا امریکایها و متحدینش سرانجام در افغانستان ابتکار را بدست خود گرفته اند با خیر؟
هفته گذشته چند دليلی را نمایان کرد که حاکی از این است که امریکایها درافغانستان ابتکار را بدست خود گرفتند.  15000 عسکر امریکایی، افغانی و انگلیسی در جنوب افغانستان در بزرگترین عملیات جنگ هشت سال در افغانستان بمنظور اخراج طالبان از شهرک مارجه بزرگترین پناگاه آنها و برقرار کردن یک نظام دولتی فعال چیزیکه اینجا نادر است، در حال پیشروی میباشد.  آنسوی مرز مسئولین امریکایی و پاکستانی دستگیری یک فرمانده ارشد طالبان ملا عبدالغنی برادر را در شهر کراچی پاکستان تائید کردند؛ که این سنگین ترین ضربه به رهبری طالبان بعد از سال 2001 پنداشته میشود.
دیر زمانی میشود که امریکایها در اینجا دست بالا دارند- و به اصطلاح در جای راننده قرار دارند و این یک زمان خیلی طولانی است که قابلیت ذکر را دارا میباشد. بعد از حملات یازدهم سبتامبر امریکایها با قدرت و با اين فهم وارد افغانستان شدند که طالبان را از پایتخت افغانستان رانده و آنها را از پا در آوردند. اما بعداً با خیلی شگفت آوری: آنها این ابتکار را بدور انداختند و در حدود ینچ سال بعد از دخول خارجیها در افغانستان- افغاها، امریکایها و متحدین ناتوی ایشان، در نتیجه  اندک انجام دادن کار های لازمی، دست آورد های خود را به هدر دانند. در حقیقت آنها کارها را بايد تا اندازه انجام میدادند تا مطمئن باشند که تمام چیزها از دست نرود. دولت افغانستان به رهبری حامد کرزی خود را بعنوان یک دولت فاسد، ناشایسته و برای افغانها عادی تحقیر آمیز به اثبات رساند. در حالیکه اردوی افغانستان صفر. امریکا و متحدینش برای دور نگهداشتن طالبان عساکر اندک را به میدان اعزام کردندند و مخفیگاهای طالبان د رپاکستان به حال خود گذاشته شد.  تغیر سرنوشت ساز در سال 2006 زمانی نمایان گردید که در مناطق جنوبی و شرقی افغانستان شورش یک بار دیگر شدت گرفت، ولی به هر مقیاس، سال 2009 یک سال دشوار و دلسرد کننده بود.
جنرال میشایل فین، ریئس استخبارات نظامی امریکا در اخیر سال( 2009) طی یک نوشته اظهار داشت: " شورشیان افغان به هر نحو بطور بیکران میتواند خود را زنده نگهدارند".  به تناسب سال قبلی ( 2008) در سال 2009 تلفات عساکر امریکایی دو برابر بوده است.
و دلخراشتر از همه:  انتخابات ریاست جمهوری و تقلب وسیع در آن- مدل قانون دمکراتیکی را که از سال 2001  با خیلی دقت و ساعی ترتیب شده بود از هم فرو ریخت. بلاخره این فرازو نشیب مارا به وضیعت امروزی کشاند. دستگیری ملا برادر و به تعقیب آن  دو والی دیگر طالبان درشهر دیگر پاکستان چنین به اثبات میرساند که مخفیگاهای را که رهبران طالبان مدت طولانی مورد استفاده قرار داده اند سرانجام آنقدر مصئون نیست و اگر حقیقت چنین با شد، تاثیرات احتمالی آن بالای عملیات طالبان و دورنمای صلح با آنها عظیم خواهد.
این ماموریت مارجه است که بیشترین وزن و امکانات را دربر دارد، بخاطریکه نتایج نهائی جنگ در قلمرو افغانسنتان مصمم میگردد. در مارجه امریکایها، افغانها و انگلیسی ها در حال تحیکم بخشیدن استراتیژی جدیدی است که قومندان ارشد امریکایها جنرال مکرستال آنرا طراحی کرده است. تحت این استراتیژی معدوم کردن شورشیان حایز کمترین اهیمت است، بنا بر قول جنرال مکرستال آنچیزیکه مهم است – ساختن دولت افغانستان، قوتهای پولیس و اردو در منطقه می باشد؛ تا قوتهای افغانی بعد از ختم جنگ توانایی دور نگهداشتن طالبان  را داشته باشند.
یکی از کمبودیهای اصلی استراتیژی امریکا از سال 2001 در افغانستان عدم ساختن نهاد های بوده است که به دولت افغانستان این مجال را اعطا میکرد تا به پای خود می استاد.
بنا بر دلایل متعددی ما میتوانیم به کارایی برنامه جنرال مکرستال باور کنیم.
 بخاطر مصئونیت غیر نظامیان، جنرال مکرستال استفاده سلاح سنگین توسط عساکر تحت فرماندهی خود را محدود ساخته است، مکرستال همچنان استخدام و آموزش قوتهای اردوی ملی افغانستان را سرعت بخشیده است تا این قوتها بعد از خروج امریکائیها و اروپائیها آماده خدمت باشند. جنرال مکرستال تأکید داشت که افغانها در عملیات مارجه نقش عمده داشته است. زمانیکه عملیات آغاز شد این دشوار بود که خوشبین نباشیم. در روز سوم فقط چند ساعت بعد ازآغاز عملیات عساکر افغانی پرچم ساده سفید طالبان را که از پوش لحاف تهیه شده بود پایان کشیدن، جنرال مکرستال طی در ديدار از قریه شوال در قرابت مارجه، گفت: " ما یک ماموریت عظیمی در پیشروی داریم که قبلاً، راه های انجام دادن آنرا سنجیده ایم." ممکن که جنرال مکرستال درست باشد. اما این روزها، بخش نگران کننده پروژه افغانستان کار کردها و تصامیم متحدین افغانستان (امریکا و اروپا) نمیباشد. در حقیقت چنان که دیده میشود امریکایها تمرکز فکری و منابع خود را منسجم کرده اند. بنظرمیرسد که آنها در جریان یک سال آینده چگونگی عرصه منازعه را در افغانستان بطور مصممانه رقم بزنند.
    اين شایعات وجود دارد که جنگ مارجه به " رهبری افغانها" صورت میگیرد،اما حقیقت از اوایل این بوده است که این عملیات از نظارت گرفته تا تدارک و مهم تر از همه نبرد به رهبری امریکایها و انگلیسیها صورت میگیرد.
تصا وير از خود مارجه هم آنقدر شگفت آور نبود: گزارشگرانیکه در عرصه جنگ حضور داشتند، حکایت از آن میکردند که امریکایها رهبری را در دست داشتند در حالیکه افغانها تقش زیردست را ایفا میکردند. در طول یک هفته از آغاز جنگ امریکایها و انگلیسیها دوازده عسکر را از دست دادند در حالیکه افغانها متحمل تلف سه سرباز شدند. در روز سوم جنگ مارجه؛ جنرال شیرمحمد ځاځی قومندان ارشد افغانی عملیات مارجه در یک کنفرانس از این جنگ شرحی را اریه کرد که کاملاً با شرح امریکایها در مغایرت قرار داشت، و این شرح ظاهراً نادرست بوده است. جنرال ځاځی گفت: " به استثنای جنوب مارجه که ما در آنجا به مقاومت اندک روبرو شده ایم و آنهم به میزانی نیست که به ما مشکل زا باشد."  لحظات قبل از کنفراس جنرال ځاځی، مقامات امریکایی از مقاومت شدید طالبان در مرکز و شمال مارجه خبر دادند- نه از جنوب مارجه چنانکه جنرال ځاځی خاطر نشان کرده بود.
یک خبرنگار مجله امریکایی(تایمز) که در شمال مارجه نیروهای دریایی امریکا را همراهی میکرد، از نبرد شدید خبر داده بود و اینکه جنرال ځاځی از این خبر نداشت این یک امر توجه نکردنی است.
 در فرجام، هفته عملیات مارجه به تمام معنی به خوبی به جلو می رفت، در پاکستان خبرها حاکی از آن بود که ملا برادر تن به گفتگو داده است. بلاخره، بعد از چهار سال طویل ابتکار به دست امریکائيها افتاد. تا آنروزیکه افغانها رهبری را کاملاً بدست خود میگیرد، ابتکار در دست امریکائیها خواهد بود.
تاريخ نشر:6-12-88 مطابق 25 فبروری 2010

 

ارسال نظرات شما

نام شما:
ایمیل شما:
عنوان:
نظر:
ناشر، ميديوتيك افغانستان
بانر تبلیغاتی
بالاي لوگو كليك كنيد
مسووليت محتوای مطالب نشر شده به نويسندگان آنها مربوط است