تازه ترین خبر
*
هرات: سی پولیس به اتهام اخاذی از وظيفه سبکدوش شد
***
پلخمری: یک رویداد ترافیکی يک کشته وهشت مجروح بجا گذاشت
***
نيمروز: 5 غيرنظامي ديگر قرباني انفجار ماين شدند
***
سه ملیون دالر به وزارت اطلاعات و فرهنگ کمک می شود
***
بغلان: تصادم رينجر پولیس با یک عراده موتر سایکل قربانی گرفت
***
کونړ: سیلابونو لس تنه ووژل
***
نیمرز: شش طالب در خاشرود کشته شدند
***
ريس معارف غور به سه سال حبس محكوم شد
***
زابل: چاودنې څلور ملکي وګړي ووژل
***
هرات: دو سرباز ايتاليايي كشته شدند
***
ارزګان: دقران کريم د سپکاوي پر خلاف سترلاريون وشو
***
لغمان: سېلابونو د لغمان په ولايت کې 11 تنه وژلې
***
هلمند: دبیړنیو مرستو روغتون په کار پيل وکړ
***
پکتيا: د سټو کنډوو کې بمي چاودنه
| پاکستان در سمت وزش باد! |
| نوشته شده توسط بصیر تحسین |
|
چهار شنبه/5 حوت/ 1388 - چرا حالا اين استثنأ (عدم مشوره با استخبارات پاکستان) در مورد ملا برادرتطبيق گرديد، واقعاً او مخالف دَم و دستگاه استخبارات پاکستان بوده و تا کنون بدون مشوره با آنها اين همه قيامت برپا کرده بود؟ دستگيری مقامات ارشد طالبان در پاکستان که شايد به يک موج مبدل گردد، ممکن است به پروسه صلح در کشور ما کمک کند. اين يک چراغ سبز است اما در عين زمان توانائی پاکستان در دستگيری ازين قماش افغانها بيانگر چيزهای ديگری و از جمله نقش مستقيم پاکستان در بحرانی شدن روز افزون اوضاع در افغانستان نيز ميباشد..در منطقهء ما از دير زمانيست که کشورهای متعددی از بحران مداخله در امور شان شاکی اند زيرا سايه سهمگين يک شبه مداخله استخباراتی و در مواردی هم مداخله مستقيم پاکستان را احساس ميکنند. در اين ميان در افغانستان دولت های متعدی از ميانه رو گرفته تا راديکال ترين ازين مداخله رنج برده اند و به اقداماتی که بيشترينه عکس العمل بوده است، در برابر اين مداخلات پرداخته اند. گرچه نميتوان هيچ حکومت پاکستان را دريافت که از مداخله در افغانستان انکار نکرده باشد، اما اگر دور نرويم، چند سال اخير(پس از 2002ميلادی) اوضاع پيچيده در کشور ما نشانه از آن دارد که اين پاکستان است که با سياستگذاری های خاص مداخلاتی نقش محوری را در بحرانی شدن وضع امنيتی در کشور ما ايفا کرده است. در آن کشور مهاجر فقير افغان که نه دزد است و نه انتحاری، به بهانه های مختلفی اذيت شده است اما شوراهای ازسران گروهای که مسوول مستقيم فجيع ترين کشتار های ناشی از حملات انتحاری و امثالهم در کشورما بوده اند، در زير چتر ايمنی استخبارات پاکستان بارها و آزادانه تشکيل جلسه داده، برای بحرانی شدن بيشتر اوضاع برنامه ريخته و آنرا تا پايان به اجرا گذاشته اند. بی جهت نيست که حامد کرزی رئيس جمهوری افغانستان در بيانيه های متعددی بارها و با صراحت ازمداخله مستقيم پاکستان در امور داخلی افغانستان ياد نموده و از همهء وسايل ديپلوماتيک در رفع آن استفاده کرده است. در برابر، همهء مقامات پاکستانی ادعاهای رهبری افغانستان را متعاقباً وبدون اتلاف وقت رد نموده اند. اما فعلاً ؟ با وجوديکه پاکستان خود با اوضاع نا امن ناشی از کشتِ کرده اش دست و گريبان است، چرخش در اقدامات عليه طالبان و دستگيری مقامات ارشد آن، گمانه زنيها و سوالهای زيادی را بوجود آورده است. دستگيری های اخير طالبان اين پرسش را بميان کشيده که چرا پاکستان حالا به اين اقدامات متوصل گرديده است؟ اين رامبو و جيمز باند پاکستانی که اين همه ملا و رهبر دست اول طالبی را به دام می اندازد، تا کنون کجابودند؟ آيا مقامات در پاکستان با گذشتهء شان بريده اند و يا زير اين کاسه هم نيم کاسه ای است؟ در تاريخ سوم حوت 1388 خورشيدی سايت انترنيتی بی بی سی تحت عنوان« منابع افغان: دستگیری ملا برادر بر روند مصالحه اثر می گذارد» گزارش خبری نشر کرده است. به قسمتی از متن آن گزارش که در زير آمده و قابل تعمق و بحث است، توجه کنيد: « ... منابع دولت افغانستان می گویند ملا برادر مخالف حملات انتحاری بود، اما از بمبگذاری های کنار جاده ای حمایت جدی می کرد. منابع دولت افغانستان می گویند بازداشت ملا برادر بر روحیه فرماندهان طالبان اثر منفی گذاشته، ولی به گفته این منابع، پاکستان با دستگیری ملا برادر می خواهد به جهان نشان دهد که این کشور در زمینه تامین صلح تاثیر مثبت دارد.... این منابع می گویند بازداشت ملا برادر به گروه طالبان ضربه زده و رقابت شدیدی را برای پر کردن جای او در میان فرماندهان طالبان به وجود آورده است.... از سوی دیگر در میان گمانه زنی ها در این مورد، این مساله هم مطرح است که پاکستان به این نتیجه رسیده که ملا برادر "بدون مشورت مقامات سازمان اطلاعات پاکستان" در افغانستان فعالیت می کرد. منابع دولت افغانستان می گویند گروه طالبان برای کشورهای منطقه و به ویژه پاکستان وسیله خوبی است تا به "اهداف استراتژیک" خود دست یابند». گرچه همه پراگرافهای اين گزارش مستحق بحث است اما دو پراگراف اخير خبر مذکور گواه مطالب بيشماری اند و از جمله اينکه: - در کجای دنيا کدام يک از رهبران ارشد دريک کشور ديگر (غيراز کشورخود) بدون مشورت سازمان استخباراتی آن ميتواند آزادانه زندگی و فعاليت سياسی کند در حاليکه نقش کليدی و رهبری کننده دربمب گذاريها و حملات انتحاری و کشتاردر کشور خود داشته باشد، که ملا برادر از اين امر مستثنی باشد؟ - چرا حالا اين استثنأ (عدم مشوره با استخبارات پاکستان) در مورد ملا برادرتطبيق گرديد؟ واقعاً او مخالف دَم و دستگاه استخبارات پاکستان بوده و تا کنون بدون مشوره با آنها اين همه قيامت برپا کرده بود؟ - اين همه ملاها واليان نامنهاد طالبی (کندز، بغلان، ننگرهار و ... ) که يکی پی ديگری دستگير شدند، درکدام زير زمينی پاکستان مخفی بودند که حالا، ناگاه و از شور بختی شان چتر اختفا فرريخت و همه در کمره های منتظر استخبارات پاکستان ظاهر شدند تا دستگير شوند. در اين رابطه تحليلگران اوضاع جاری در منطقه ميگويند: مبرهن است که سناريوی درامهء ديگری از ستراتيژی آن کشور در قبال منطقه و خاصتاً افغانستان تکميل و آماده نمايش است. فرض کنيم که تحولات اخير در بازداشت و دستگيری مقامات طالبی در پاکستان درامه نباشد، اما پاکستان با اين کار خويش در جو جديدآً بوجود آمده ، چه ميخواهد؟ واضيح است که پاکستان از تغيير مواضع و سياستها در رابطه با مسايل افغانستان بخوبی واقف است و آنرا با موشگافی دنبال ميکند. در قبال مسايل افغانستان، پاکستان بازهم و باردگر نه تنها دانسته است که باد از کدام سمت می وزد، بلکه حتی دريافته که اين باد ازکدام زاويه ميوزد. اين روی ديگر سکه است که پاکستان در مشوره با کجای دنيا يا تحت کدام جو، نمايش دستگيری رهبران طالب رابه صحنه کشيده است. عامل اين فشار هرچه و يا هرکه باشد، باشد! برای پاکستان مهم اين است که بايد و حتماً تاکتيکها درستراتيژی خودرا در سمت و زاويهء وزش باد قرار دهد. اين شاخص در هر زمانی در سياستگذاريها و موضعگيريهای تمامی حکام پاکستانی مشهود بوده است. بياد دارم که پس از حملات تروريستی يازدهم سپتامبر در امريکا که جهان تصميش را مبنی بر سقوط حتمی حاکميت طالبان در افغنستان اعلان کرد و پاکستان که ازين تصميم ناخشنود بود و فکر ميکرد که سرمايه گذاريهای سياسی و نظامی اش در افغانستان را باد به هوا می برد، تاکتيک جديدی اتخاذ و استفاده از آن همه سرمايه گذاری ها را به آينده موکول کرد. درست در شب تهاجم قوای امريکائی بر مواضع طالبان در افغانستان، پرويز مشرف زمامدار آنوقت پاکستان در صحبت و بيانيهء تلويزيونی اش گفت: «در زندگی مواقع و مواردی پيش ميايد که تنها ميتوان بخود فکر کرد» واضيح است که پاکستان ناگزير شده بود تا در کمين فرصت ديگری باشد و برای رسيدن به آن فرصت، سرمايه گذاری و برنامه ريزی ديگری نمايد. شايد هم اين فرصت حالا بدستش رسيده است. حالا پاکستان ميخواهد به جهان نشان دهد که از چه امکاناتی در بالاترين سطح رهبری طالبان برخوردار است چه رسد به پائينتر از آن؟ پاکستان ميخواهد بگويد که رسيدن به هرنوع صلح در افغانستـان بدون عبور از دهليز رمزدار ستراتيژی آنکشور ميسَر نيست. حال و اگر اينکار به بهای شرمساری سياسی و ديپلوماتيک اش به جرم دست داشتن در قتل و کشتار مردم ما و مداخله در امور داخلی ما تمام شود، چه باک! زيرا مقامات در پاکستان اين نوع سياست بازيها را چندين بار تجربه کرده اند و از آن سود برده اند. برای مقامات در آنکشور باارزش اينست که ستراتيژی اش در منطقه زمينه تحقق يابد. خلاصه: باوجود آنکه شايعات در مورد تسليمی دستگير شدگان مقامات ارشد طالبان به جانب افغانی وجود دارد و حرفهای از اين قبيل در ملاقات اخير وزرای خارجه افغانستان وپاکستان رد و بدل شده است، اما گمان نمی رود که جانب پاکستان به اين ساده گی همچو شکارهايش را بدست ديگران و خصوصاً افغانستان بسپارد، چه شکارهای از اين قبيل می تواند امتيازات زيادی برای پاکستان کمائی نمايد. از جانب ديگر اين باور نيز به قوت وجود دارد که پاکستان با بازي جديد ميخواهد مهره هايش را در متن پروسه صلح افغانستان شامل سازد تا در آينده از امکاناتی که متضمن تحقق اين ستراتيژی است، برخوردار باشد.مقامات و دستگاه استخبارات پاکستان ميدانند که ناخن افگار افغانستان را هنوز هم در مشت دارندو ازهمين حالا برچسب ها ی به دستگير شدگان طالبان در پاکستان زده ميشود و از جمله اينکه، گويا دستگيرشده گان مذکور طالب(ملابرادر) به ميل استخبارات پاکستان عمل نميکردند، تا شايد به اين بهانه آنها را در اين پروسه جابجا نمايد. اين ميتواند يک گمانه زنی نزديک به حقيقتِ بازی جديد باشد اما واقعيت مُسَلم اينست که آنکشور برای رسيدن به اهداف ستراتيژيکش از هر وسيله ای استفاده میبرد. حال اگر اين وسايل شريفانه باشد يا نباشد، برای آنها مهم نيست. 24/2/2010 |
دستگيری مقامات ارشد طالبان در پاکستان که شايد به يک موج مبدل گردد، ممکن است به پروسه صلح در کشور ما کمک کند. اين يک چراغ سبز است اما در عين زمان توانائی پاکستان در دستگيری ازين قماش افغانها بيانگر چيزهای ديگری و از جمله نقش مستقيم پاکستان در بحرانی شدن روز افزون اوضاع در افغانستان نيز ميباشد..