چگونه میتوان جنگ در افغانستان را خاتمه داد؟
نوشته شده توسط احمد رشید _ برگردان: عاطف   
 
برای کشورهای اروپایی گفتگو با طالبان محدود به کشف مکان شهروندان آن کشورها مانده است که گمان میرود توسط طالبان و القاعده آموزش دیده می باشند.
 
88/11/28
عکس حمله انتهاریکنفرانس لندن در مورد افغانستان به درد نخور، شتابان ابداع شده، ناکافی تدارک دیده شده و احتمالاً حفظ آبروی سیاسی برای دو رهبر نه چندان معروف؛ گوردن براون صدراعظم انگستان و حامدکرزی ریئس جمهور افغانستان عنوان شده است.
اما؛ این کنفرانس جامعه جهانی را متحد به تعهدات بیشتر «گرچه کوتاه مدت» نسبت به آینده افغانستان کرد. مهم تر از همه موجودیت توافقات وسیع بر این بود که گفتکو با طالبان یگانه راه پایان دادن به شورش جاری در افغانستان میتواند باشد. بعد از این ایالات متحده امریکا، ناتو و همسایگان افغانستان مغلوب کردن طالبان، دوباره سازی سرتا سری کشور و یا توسعه دموکراسی را از طریق نظامی نمی بینند. در عوض هدف واحد در اذهان وجود دارد، و آن تأمين امنیت بسنده برای ترقی کشور و در عین حال اجازه دادن به اخراج نیروهای خارجی از کشور می باشد. شش ماه گذشته کشورهای منفعت طلب در منطقه چون روسیه، هند و ایران خلاف چنین یک راهکاری بودنند، اما دیگر وضیعت چنین نیست.
راه مسدود:
این تغیر جهت بر مبنای آن  رخ نداده است که ناتو در افغانستان پیروز است، بلکه بر مبنای آن رخ داده است که پنداشته میشود ناتو در افغانستان و در بهترین وضیعت در یک راه مسدود در جنگ علیه طالبان پیروز نیست. آنچه سایر کشورها هراس از ان دارند، تداوم فراگیر جنگ در افغانستان می باشد، که باعث تقلیل میل و رغبت در امریکا، اروپا و کابل در راه مقاومت با طالبان می شود. گفتگو و جنگ یک آهنگ جدید است. این تغیر جهت تا حدی شگفت انگیز بود چون ابلاغیه کنفرانس لندن فوراً تحت شعاع خبرهای قرار گرفت که گویا کای آیدی نماینده ویژه دبیر کل سارمان ملل متحد به افغانستان ملاقات قبلی با طالبان داشته است؛ گفته می شود  این ملاقات در هشتم جنوری در دوبی صورت گرفته است. اما مسئولین ملل متحد این خبر ها را بی مورد خوانده و افزودند که در آن زمان کای آیدی در نیویارک حضو ر داشت.
کنفرانس لندن واضحاً تصریح کرد که هرگونه گفتگو با طالبان را دولت افغانستان رهبری خواهد کرد، دیر زمانی میشود که دولت افغانستان آرام و با همکاری عربستان سعودی با نماینده گان طالبان درگیر گفتگو میباشد. شبکه جاسوسی یا اطلاعاتی پاکستان(ISI)  با طالبان افغانی روابط نزدیک دارد بخاطریکه بعد از سقوط طالبان درسال2001 م  رژیم نظامی پاکستان به آنها پناهگاه داد. در حقيقت، آی اس آی  در راه دسترسی به اکثریت طالبان دروازه بان می باشد، که در هر نوع گفتگوی آینده به آنها قدرت چشمگیر می دهند – چیزیکه رژیم در کابل و بعضی طالبان آنرا نمایان کرده است. همین طور روابط بین طالبان و غرب هم وجود داشته است.
مضطرب:
بر مبنای گزارشات و اطلاعات اخیر بنده؛ دیپلوماتها و نماینده گان اطلاعاتی از انگلستان، ناروی و آلمان و همچنان موسسات خیریه نظیر سازمان ملل متحد و کمیته بین المللی صلیب سرخ طی دوازده ماه گذشته در پاکستان و یا افغانستان با مسئولین طالبان گفتکو داشته است.
برای مؤسسات خیریه سوال مورد بحث در صحبت با طالبان تأمین امنیت کارکنان این مؤسسات از حملات بوده است، آنها طالبان را ترغیب می کنند تا به خدمات درمانی، توزیع مواد خوراکی و فعالیتهای واکسین در مناطق تحت کنترل آنها اجازه بدهند. سازمان ملل متحد بویژه نگران و مضطرب ار این است؛ که چرا طالبان در هر دو کشور پاکستان و افغانستان کارکنان این سازمان را مورد هدف قرار می دهد، چیزیکه طالبان در گذشته يعنی از زمان بروزشان در سال 1994 انجام نداده بوند. تردید وسیع  بر این وجود دارد که کارکنان سازمان ملل متحد را افراد القاعده مورد هدف قرارمی دهند نه طالبان تحت رهبری ملا محمد عمر. برای کشورهای اروپایی گفتگو با طالبان محدود به کشف مکان شهروندان آن کشورها مانده است که گمان میرود توسط طالبان و القاعده آموزش دیده و در صدد آن باشند که حملات انتحاری در کشورهای اصلی شان انجام دهند. کنفرانس لندن همچنان راهی بود یرای تصریح کردن اینکه تعهدات گسترده غرب به افغانستان کوتاه مدت خواهد بود.
 در هژده ما آینده نیروهای آمریکایی ولایت به ولایت مسئولیت را به اردوی افغانستان خواهند سپرد، و اخراج قوت های خود را از افغانستان آغاز خواهند کرد.
علامت شوار:
احتمالاً بعضی گروه ها در اروپا  بخاطر اخراج از افغانستان حتی شتابانتر از این خواهند بود. اگر چه کمک های طویل مدت غرب برای توسعه  ساختارهای نیروهای امنیتی و ارتقای اقتصادی به افغانستان دوام خواهد داشت.اما بلاخره بعد از ده سال بايد افغانها خود توليد کنند و از آن بخورند. این یک علامت دشوار است بخاطریکه سه ده جنگ در بین افغانها چه مهاجر و یا شهروند عادی یکنوع وابستگی زاده است که این امر به نوبه خود رهبران را از گرفتن مسئولیت حقیقی باز می دارد.
دولت افغانستان الزام مسئولیت پذبری را نمی بیند، بخاطریکه کشورهای کمک کننده اروپایی مدام مسئول و مقصر کمبودیها دانسته شده است. با وجود تمرکز بیان کنفرانس لندن مبنی براينکه بايد خود افغانها مالک پروسه صلح و ترقی باشند، ولی در واقع نه سال گذشته روحيهء اين مالکیت را برای افغانها به ارمغان نیاورده است. یک دولت کاری(عملی) افغان با نهادهای اولیه دولت گزاری مانند؛  یک بوروکراسی فعال، نظام قضایی و پولیس وجود ندارد.
وظیفه ناتو در این رشته تعهدات حاصل اطمینان از آن است که افغانها نتنها وابستگی بیشتر پیدا کنند، بلکه مسئولیت را بدوش بگیرند و جوابگوی اعمال خویش باشند. ریئس جمهور کرزی باید به این پی ببرد که این وظیفه دشوارتر از گفتگو با طالبان است.
منبع: بی بی سی

 

ارسال نظرات شما

نام شما:
ایمیل شما:
عنوان:
نظر:
ناشر، ميديوتيك افغانستان
بانر تبلیغاتی
بالاي لوگو كليك كنيد
مسووليت محتوای مطالب نشر شده به نويسندگان آنها مربوط است