تازه ترین خبر
*
هرات: سی پولیس به اتهام اخاذی از وظيفه سبکدوش شد
***
پلخمری: یک رویداد ترافیکی يک کشته وهشت مجروح بجا گذاشت
***
نيمروز: 5 غيرنظامي ديگر قرباني انفجار ماين شدند
***
سه ملیون دالر به وزارت اطلاعات و فرهنگ کمک می شود
***
بغلان: تصادم رينجر پولیس با یک عراده موتر سایکل قربانی گرفت
***
کونړ: سیلابونو لس تنه ووژل
***
نیمرز: شش طالب در خاشرود کشته شدند
***
ريس معارف غور به سه سال حبس محكوم شد
***
زابل: چاودنې څلور ملکي وګړي ووژل
***
هرات: دو سرباز ايتاليايي كشته شدند
***
ارزګان: دقران کريم د سپکاوي پر خلاف سترلاريون وشو
***
لغمان: سېلابونو د لغمان په ولايت کې 11 تنه وژلې
***
هلمند: دبیړنیو مرستو روغتون په کار پيل وکړ
***
پکتيا: د سټو کنډوو کې بمي چاودنه
| اقوام افغانستان: نگاهي به آرزوي نوِ امريکا |
| نوشته شده توسط نيويارك تايمز-مترجم: عاطف |
تحريک موفقانه قوم پشتون عليه طالبان ميتواند صدمه جدي به شورش جاري درافغانستان وارد کند، و احتمالاً راه را به استحکام دايمي در يک کشور سالها درد و رنج ديده باز نماید.28 جنوری 2010 نيويارک تايمز: حدود سه ده ميشود که کمونيزيم، جنگ و کشمکش داخلي و بنياد گرايي مذهبي اقوام افغانستان را محاصره کرده است. بنا بر دلايل فراوان ساختار قومي افغانستان در نا بسامان ترين و ضعيف ترين مرحلة خود در طول تاريخ اين کشور قرار دارد. علي الرغم اين، رهبران ملکي و نظامي امريکا به بعضي از اين اقوام بعنوان مطلوب ترين آرزو در راستاي غالب آمدن بر جنگجويان طالبان روي آوردند. و اين در يک فرصتي است که امريکايها از ضعف دولت حامد کرزي بستوه آمده اند. پيشينة اقوام در افغانستان امروزي به هزار ها سال مي رسد، که طي قرون در مناطق مختلفِ از سيرسلطنت های طويل مدت منشأ گرفته است. به رهبري شورا هاي متشکل از بزرگان ( موسفيدان)، اقوام به اعضاي خود محا فظت، پشتيباني مالي و شيوه هاي حل منازعات را تأمين مي کند و کسانيکه مرتکب گناهي شده باشد و يا مجع القوانين قومي را زير پا نهاده باشند کيفر و جزا تعيين مي کند. براي پشتون ها؛ که پر نفوس ترين قوم افغانستان و منبع اصلي کمک براي طالبان است، قوميت داري اهميت و اعتبار مي باشد. تحريک موفقانة قوم پشتون عليه طالبان ميتواند صدمه جدي به شورش جاري درافغانستان وارد کند، و احتمالاً راه را به استحکام دايمي در يک کشور سالها درد و رنج ديده باز کند. اما؛ بعضي افغانها هشدار مي دهند که نظام قومي دواي همه دردها نيست و هراس از آن دارند که ايالات متحده امريکا که در صدد تعمير بلافاصل و سريع افتاده است، اين امر استحکام طويل مدت را در پي نخواهد داشت. آنها نظام قومي را فطرتاً بيمورد، جنسيت گرا و فاسد ميخوانند. نظاميکه در فرا راه کار دشوار تأسيس نهادهاي چند مليتي و بر مبناي شايستگي ميتواند معضلات ديگري را خلق کند. بعضي افغانها از احتمال فرو رفتن افغانستان در دست مليشه هاي متعدد قومي هشدار مي دهند، که در چنين يک حالتي دو لت مرکزي توان ادارة آنها را نخواهد داشت. اهميت موضوع اقوام براي استراتيژي امريکا در افغانستان هفته گذشته زماني آشکار گرديد که رهبران قوم شينواري در شرق کشور توافق نمودند که با دولت کار و همکاري خواهند کرد، حمايت و پشتيباني طالبان را منع قرار خواهند داد. اين تعهد بعنوان نخستين قدم در تلاشهاي امريکا براي بدست آوردن حمايت قومي اعلان گرديد. اين بار نخست نبود که خارجيها به اقوام فغانستان بعنوان هم پيمانان و جانشيانان رجوع برده باشند. برتانيايها در قرن ۱۹ بخاطر کنترول منطقه، درگير جنگ با روسيه بودنند، که با خود يک نظام نام نويسي بزرگان قومي را ترويج کردند. بعد از ترک برتانيايها؛ پادشاه افغانستان در کابل بخاطر حفظ و استقرار نظم در مناطق دور دست متکي به ساختار هاي قومي بود. اما در نيمه سالهاي ۱۹۷۰ کمونيزم پا به عرصه گذاشت که نظام قومي را يک مانع در جلوه راه ترقي اجتماعي مي پنداشت، و مهم تر از اين آنرا يک تهديد بزرگ براي رهبران گروهاي سياسي روي قدرت مي ديد. از اين جهت در زمان حضور کمونيزم در افغانستان، طي سلسله عمليات بي رحمانه اي صدها رهبر قومي جمع آوري شده و به قتل رسيدند. در حين حال، ايالات متحده امريکا به کمک و همکاري دولت هاي عربستان سعودي و پاکستان يورش خود را عليه مردم افغانستان به راه انداختند. به همکاري ايالات متحده امريکا بنيادگرايان وهابي صدها مجاهد جوان را به منظور حمله و تنبه عساکرروسي در افغانستان تربيه و آموزش دادند، بر مبناي ارزشهاي مذهبي تلقين شده و سر مست به پولهاي فراوان امريکايي اين مجاهدين جوان افغان بزرگان قومي را نه بلکه روحانيون مذهبي و فرماندهان جهادي را بعنوان رهبران واقعي تلقي ميکردند. زمانيکه روسيه و به نوبه خود امريکا افغانستان را ترک کردند، فرماندهان مجاهدين بر ضد يکديگر صلاح برداشتند که در فرجام بروز طالبان را بعنوان يک قدرت سرکوبگر، اما کماکان توانسته بود قانون و مقررات را بوجود بياورند، بدنبال داشت. طالبان هم اقوام را نه بلکه اسلام را اساس تشکيل جامعه و دولت مي پنداشت؛ روحانيون مذهبي اندک شناخته شده مسئوليت وزارت خانه هاي دولتي، ولايات و شهرها را بعهد داشنتد- فلهذا بزرگان قومي يک بار دگر ناديده گرفته شده بودند.بعد از سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱ ، آنها همواره بزرگان قومي را که از حامد کرزي حمايت مي کردند با بي رحمي مورد هدف قرار داد. در عين زمان، دولت ضعبف و ناتوان حامدکرزي نتوانسته است از بزرگان قومي که صدها تن جان خود را از دست داده اند حفاظت کنند. يکي از نشانه های تعهد امريکا به مردم شينواري همکاري يک مليون دالر در کمک توسعه اي مي باشد. اين مبلغ نه از طريق دولت حامد کرزي که مردم شينواري فاسد بودنش را رد ميکند، بلکه مستقيماً به بزرگان شيواري سرازيرخواهد شد. اين است يک تصوير تقريبی ئی از ساختار سنتي قومي و شرح چگونگي نظام قومي مجدداً روحيه يافته در افغانستان، که در تئوري چگونه بايد با آن کار کرد. |
تحريک موفقانه قوم پشتون عليه طالبان ميتواند صدمه جدي به شورش جاري درافغانستان وارد کند، و احتمالاً راه را به استحکام دايمي در يک کشور سالها درد و رنج ديده باز نماید.