اروپا و افغانستان
نوشته شده توسط نویارک تایمز-مترجم: عاطف   
 
قبل از آنکه این دلخوردگی ها آسیب بیشتر به جنگ درافغانستان و پیمان ناتو وارد کند، چالش بزرگ برای اوباما و رهبران اروپا غالب آمدن برسابقهء ناخشنود اخیرمیان امریکا و اروپا می باشد.
 
نیورک تایمز، 13 دسمبر 2009: افغانستان تنها جنگ ایالات متحده امریکا نیست و نباید که باشد. القاعده مخفیگاه های خود را در افغانستان و پاکستان بخاطر طرح و حمله بالای شهرهای اروپايی بکار برده است.

ما این خبر را خوش آمدید میگویم که 42 هم پیمان نظامی امریکا در افغانستان عساکر بیشتر به افغانستان می فرستنند. این یک خبرساده ای نبود چنانکه بارک اوباما درسخنرانی پذیرش جایزهء نوبل گفت: "در بسیاری از کشورها عدم رابطه میان تلاشهای آنانیکه خدمت میکنند و دلسردی مردم عوام دیده میشود." و در اروپا این دلسردی به خواهشات فراخوانی عساکر تبدیل گردیده است.
 
تا هنوز اعلان ناتو از فرستادن 7000 عسکر دیگر و آن هم باضمیمهء بسیارِ هشدارهای تقلیل مرگ ومیر،  کمتر از آن چیزی است که ضرورت میرود. این برای افغانستان و ناتو سودمند نیست، هیچگاه ناتوکاملاً به محولهء سنگین در ماموریت افغانستان شانه نداده است. این عادلانه نیست! که از مردم امریکا برای قربانی بی تناسب پرسیده شود. اگر دقیق بررسی شود دریک جنگی که مسلماً یک جنگ مشترک هست، تعداد عساکر ناتو حتی ناچیز ازآن است که پنداشته میشود.
 
2000 عسکر از کشورهای بیرون از حلقه پیمان ناتو بشمول (آسترلیا، کوریایی جنوبی، سویدن و اعضای احتمالی ناتو جورجیا یا گرجستان، یوکراین، مقدونیه و مونته نگرو) فرستاده خواهند شد. بیشتر از نصف عساکری که بايد از ناتو فرستاده شود، از سه کشورعضو فرستاده خواهد شد. بريتانیا، که قوت هايش به 10000 نفرخواهد رفت؛ ايتالیا، به 4000 و پولند که تعداد کل عساکرش به 2800 خواهد رسید.
 
تا هنوز فرانسه با 2800عسکروآلمان در حدود 4300 عسکر،  در افغانستان با فرستادن عساکر بیشتر موافقت نکرده اند.  ضمناً؛ هالند تقریباً با 2200 سرباز که در جریان سال 2010  عساکر خود را از افغانستان اخراج خواهند کرد و کانادا با 2800 نیرو در2011 افغانستان را ترک خواهند گفت.
 
این بدان معناست، چنانکه قرار است که در تابستان سال آینده تعداد عساکر امریکايی از 68000 به 98000 میرسد،  تعداد عساکر هم پیمانان احتمالاً از تعداد کنونی (38000) به اندازهء قابل ملاحظه ای بالا نخواهد رفت.

صریحاً؛ بعد از واقعه یازدهم سپتامبر ما شاهد بروز کمک های داوطلبانهء کشورهای اروپايی به امریکا بودیم، کشورهای اروپايی تحت معاهده مشترک نظامی ناتو درافغانستان پشکش کمک نمودند اما اداره جورج بوش آن پشکش ها را متکبرانه رد نمود که بعداً اقدام جنگ فاجعه بارعراق رأی و نظر اروپا را از خود به مراتب بیگانه تر ساخت،‌ که در نتيجه همکاريهای اقیانوس اطلس تا هنوز در افغانستان بهبود نیافته است.

قبل ازآنکه این دلخوردگی ها آسیب بیشتر به جنگ درافغانستان و پیمان ناتو وارد کند، چالش بزرگ برای اوباما و رهبران اروپا غالب آمدن برسابقهء ناخشنود اخیرمیان امریکا و اروپا می باشد.

انگلا مرکل صدراعظم آلمان و نیکولای سرکوزی ریئس جمهور فرانسه مکرراً اظهار داشته اند که کشورهای ایشان در آیندهء افغانستان وناتو؛ علاقه، سهم ومنافع دارند. اماهردو رهبردرفشارآوردن بالای رأی دهنده گان خود ازاحتیاط کارمیگیرند، اساساً؛ هر دو رهبر تصمیم شان را برای فرستادن عساکر اضافی به افغانستان تا اخیر ماه آینده به تعویق اندخته اند.

طبق قوانین دموکراسی، رهبران برگزیده شده شک وتردید مردم را نادیده گرفته نمیتوانند اما آنها در صورت بهتر دانستن نباید سر به تسلیم بگذارند. خانم مرکل و آقای سرکوزی باید به مردم خود این حقیقت نا گوار را بيآموزانند که اگر طالبان و القاعده افغانستان را دوباره در دست گیرند و پاکستان را بیشتر نامصئون سازند، در آن صورت اروپا قیمت هنگفتی خواهد پرداخت. به اضافهء فرستادن عساکر بیشتر، اروپا می تواند درافغانستان فعالیت های دیگری را هم انجام دهد.

افغانستان به مشاورین ورزیدهء بیشترِ ملکی ضرورت دارد  تا با ماموران نوگماشته شده درکابینهء  جدید حامدکرزی کارکنند. افغانستان به کمک های جدی درحوزهء بازسازی قوت های پولیس ملی که در وضیعت رکودبار قرار دارد، ضرورت دارد. در ابتدأ امریکا ماموریت بازسازی پولیس ملی را به آلمان واگزار کرده بود که نتایج اش شتاب زده و نامطلوب بود.

 مغلوب کردن القاعده یک موضوع دفاع مشترک است. خواهش اوباما مبنی بر ازدیاد کمک های هم پیمانان بجاست. حال ضروریست که رهبران اروپا ازخودشان برای فعالیت های بیشتر،  بپرسند.

 
 
 

ارسال نظرات شما

نام شما:
ایمیل شما:
عنوان:
نظر:
ناشر، ميديوتيك افغانستان
بانر تبلیغاتی
بالاي لوگو كليك كنيد
مسووليت محتوای مطالب نشر شده به نويسندگان آنها مربوط است