تازه ترین خبر
*
هرات: سی پولیس به اتهام اخاذی از وظيفه سبکدوش شد
***
پلخمری: یک رویداد ترافیکی يک کشته وهشت مجروح بجا گذاشت
***
نيمروز: 5 غيرنظامي ديگر قرباني انفجار ماين شدند
***
سه ملیون دالر به وزارت اطلاعات و فرهنگ کمک می شود
***
بغلان: تصادم رينجر پولیس با یک عراده موتر سایکل قربانی گرفت
***
کونړ: سیلابونو لس تنه ووژل
***
نیمرز: شش طالب در خاشرود کشته شدند
***
ريس معارف غور به سه سال حبس محكوم شد
***
زابل: چاودنې څلور ملکي وګړي ووژل
***
هرات: دو سرباز ايتاليايي كشته شدند
***
ارزګان: دقران کريم د سپکاوي پر خلاف سترلاريون وشو
***
لغمان: سېلابونو د لغمان په ولايت کې 11 تنه وژلې
***
هلمند: دبیړنیو مرستو روغتون په کار پيل وکړ
***
پکتيا: د سټو کنډوو کې بمي چاودنه
| امريکا به آنطرف خط ديورند خواهد خزيد؟ |
| نوشته شده توسط بصير تحسين |
اکثر تحليلگران به اين عقيده اند که اشاره و يا مراد غير مستقيم اوباما از "پناه گاه امن" پاکستان و خاصتاً مناطق قبايلی آن برای القاعده است.مکثی در برخی نقاط ستراتيژی نوبتی امريکا برای افغانستان طوری تصور میشد که پس از فروريزی ديوار برلين و ختم جنگ سرد، ديگر دشمنی برای غرب و پيمان نظامی ناتو وجود نداشته باشد که بر بنياد آن اتحاد نظامی غرب(ناتو) چون اتحاد همتای خود(پيمان نظامی وارسا) از هم بپاشد. اما پس از فروپاشی اتحاد جماهير شوروی، آهسته آهسته شبهِ دشمن ديگری در برابر امريکا و غرب خود نمائی کرد و بعداً در صحنه حضور يافت که درمحور آن نه نظام سياسی – اقتصادی مخالف نظام سرمايداری و يا ستالين و يا خروشفی وجود داشت ودارد بلکه شخص نسبتاً مجهول الهوئيه ای بنام اسامهء بن لادن در نمايش بود واست. اين دشمن يا شبه دشمن، کشوری نيست و نظامی هم نيست بلکه شبه مخوف و سرگردانيست که هر چند يکبار و يا چندين بار در جغرافيای مختلفی از کرهء خاکی ما ظاهر ميشود، جهان را ميلرزاند و پسلرزه های دوامداری ايجاد ميکند که تروريزمش مينامند يا ناميده اند. تروريزم در جای سوسياليزم قرار ندارد که جهان را دو قطبی سازد اما توان آنرا دريافته که اتحاد نظامی ناتو را عمر بخشيده و غرب و بخش قابل ملاحظهء از جهان معاصر را مصروف خود سازد. بحث طولانی ای نيازاست تا پيش زمينه های بوجود آمدن، عوامل رشد، درجه حضور و توانائی و يا آيندهء تر وريزم را تحقيق و بررسی نمود. بناً اگر"خوانندگان گرامی اين سطور و يا مفسرين سياسی دراين زمينه افکار و تحليل های شانرا بفرستند، افغانستان امروز به نشر آن می پردازد" اما در اين بحث، من بدين باورم که کمتر ميتوان مطمئن بود تا تروريزم نتواند ناتو وغرب را غيرازافغانستان بجاهای ديگری هم نکشاند. عده ای عقيده دارند که تروريزم ميتواند و يا قادر خواهد شد که تا دير زمان وسيله تغذيه برای پيمانهای نظامی و يا هر پيمان ديگر که در شکل و محتوای ديگری بوجود بيايد، باشد. من بدين باورم که ستراتيژی جديد امريکا نه تنها برای افغانستان بلکه برای منطقهء ما و خاصتاً دو طرف خط ديورند است و برای پاکستان جايگاه خاصی در آن وجود دارد. حتی برخی مبصرين بدين باور اند که مبادا تروريزم، اين ستراتيژی (ستراتيژی جديد برای افغانستان) را تهداب و دهليزی سازد برای ساختمان ستراتيژی های ديگری در همين زمينه که جغرافيای فراختر را در نقشهء خود داشته باشد و موجب حضور مستقيم نيروهای نظامی ديگری در ديگر نقاط گردد. به هر صورت، تشديد فعاليتهای تروريستی و داغ شدن زمين جنگ و کشمکش درآنسوی خط ديورند آنطوريکه گفته شد، برای پاکستان نيزدرمحراق ستراتيژی جديد جا باز کرده است و اين موقف قابل توجه هم است. اين جايگاه در کجاست و آيا جای ديدگاه ديگری را احراز کرده؟ در متن اعلاميهء مشترک مؤرخ ۲ جوزاي ۱۳۸۴اضلاع متحدهء امريکا و افغانستان در مورد همکاري هاي استراتيژيک، که در حقيقت ميتوان آنرا نخستين ستراتيژی مشترک هردو کشور پس از حضور نظامی امريکا دانست، سه اصل عمده که عبارتند از "دموکراسی و شيوه حکومت داری - رفاه - امنيت" مشخص شده بود. اين سه اصل يا عنصر جايگاه افغانستان را در ستراتيژی مشترک مذکور مشخص ساخته است اما در ستراتيژی جديد، اوباما سه عنصر تقريباً تازه را اعلان داشت که عبارت اند از: "تلاشهاي نظامي با هدف ايجاد شرايط براي خروج از افغانستان _ افزايش کمک هاي غيرنظامي براي موثريت بيشتر _ مشارکت موثرتر با پاکستان". با وجوديکه سه عنصراولی از اعلاميه بين دولتين افغانستان و امريکا است و سه عنصر دومی از ستراتيژی جديدامريکا برای افغانستان، ولی مقايسهء آنها را ملزم ميدانم زيرا هردوبا آيندهء کشور و مردم ما پيوند عميق دارند. سيت عناصرستراتيژی نو ازطرزديد جديد امريکا نسبت به کشورما و منطقهء ما پيام دارد. با وجوديکه تداخل محتوائی را درمتن عناصراساسی هردو ستراتيزی نميتوان ناديده گرفت اما عناصر مشارکت مؤثر با پاکستان و خروج نيروها از افغانستان ، کاملاً تازه گی دارند. بدين ترتيب اين پرسش بوجود آمده ميتواند که آيا امريکا به سه اصل اعلاميهء مشترک دولتين طور کامل عمل خواهد کرد يا خير؟ دو نکتهء مورد بحث: مزيد برتبصره در تمام ستراتيزی امريکا برای افغانستان، در بحث حاضر بخشی از سخنرانی اوباما قابل دقت است. او در سخنرانی مبسوط خود که ستراتيژی متذکره را اعلان داشت از جمله گفت"ما بايد جلو دسترسي القاعده به يک پناهگاه امن را بگيريم. ما بايد قوت طالبان را تضعيف کنيم و اين توان را ازآنان بگيريم که حکومت مرکزي را سقوط دهند. و بالاخره ظرفيت هاي نيروهاي امنيتي افغانستان و حکومت اين کشور را تقويت کنيم تا آنان بتوانند مسئوليت آيندهء افغانستان را به عهده گيرند... ما در افغانستان هستيم تا سرطاني را که زماني درآن کشور درحال پخش شدن بود، ريشه کن سازيم. اما اين سرطاني است که در مناطق سرحدي پاکستان هم ريشه دوانيده است و به همين دليل ما به يک استراتژي ضرورت داريم تا هردو طرف مرز روي آن همکاري کنند..." مشخصاً دو نکتهء قابل بحث در بيان فق الذکر او باما وجود دارد. جائيکه او ميگويد: 1 – " ما بايد جلو دسترسي القاعده به يک پناهگاه امن را بگيريم..." اکثر تحليلگران به اين عقيده اند که اشاره و يا مراد غير مستقيم اوباما از "پناه گاه امن" پاکستان و خاصتاً مناطق قبايلی آن است زيرا ازچندی به اينطرف برخی مقامات در امريکا متوجه ابعاد نفوذ و امکانات القاعده در پاکستان بوده و آنرا زير زره بين دارند. 2 – "اما اين سرطانی است که در مناطق سرحدی پاکستان هم ريشه دوانيده است و به همين دليل ما به يک ستراتيژی ضرورت داريم تا هردوطرف مرز روی آن همکاری کنند" باور مکمل واجماع افکار جانب کشورما اين است که مرکز سرطانیکه اوباما به آن اشاره داشته است در پاکستان بوده، در همانجا زمينه پرورش و تربيت يافته و از ديرزمانيست که تغذيه ميشود، صرف تاکنون ازآن به شکل نسخه ای برای کشورما بکارميرفت تا ...، به هر ترتيب، اين نکته قابل توجه است که امريکا در اين ستراتيژی پاکستان را هم نشانه گرفته. با انکه امريکا همين اکنون فضای پاکستان را درمی نوردد و هواپيماهای بدون سرنشين آن، پايگاه های را درآن مناطق بمبارد ميکند و با آنکه شايد محل پرواز از پاکستان نيست مگر اين پرواز ها بطورغيرمستقيم حضور نظامی امريکا در پاکستان را نشان ميدهد حتی اگر اين حضور در فضا است. فکر ميشود که امريکا در جاهای خاص اين ستراتيژی و يا ستراتيژی عليحده ای، نميگذارد که مناطق قبايلی پاکستان جايگاه امن برای القاعده و حاميان باشد. وضع بوجود آمده و نا امنيهای که پاکستان را فراه گرفته است، ميزان تقاضاهای بين المللی ازآنکشور را در مبارزهء جدی با تروريزم بالا برده است. با وجوديکه اردوی پاکستان تلاش دارد تا طالبان والقاعده را در آنکشور تضعيف کند اما در کليت مسئله، از اجراات پاکستان دراين راستا ناخشنودی افزايش می يابد. اخيراً روزنامهء فاينانشل تايمز نوشته است "امريکا مي گويد که پاکستان در مسالهء هدف قراردادن شبکهء القاعده و طالبان در امتداد سرحدات افغانستان، ناکام مانده است" جيمز جونز مشاور امنيت ملي قصر سفيد بر اين نکته تأکيد داشته است که بايد مخفيگاه هاي القاعده ضعيف ساخته شده و در نهايت از بين برده شوند. او اظهار نمود که وزيرستان شمالي محلی است که اسامه بن لادن درآن مخفی ميباشد. اين بيان نيز گواه آن است که شايد ستراتيژی جديد با چشم ديگری به پاکستان مينگرد. بموازات تشديد مبارزهء نظاميان ودولت پاکستان با القاعده وطالبان، آنها نيزدراقدامات تلافی جويانه شدت هرچه تمامتر نشان ميدهند و به اين ترتيب آيندهء نتيجه پيروزی پاکستان را در جنگ با القاعده مخدوش تر ميسازند. با گذشته نفوذ و زمينه های امکاناتی که القاعده درآنکشور دارد، به نظر نميرسد که نيروهای نظامی پاکستان دراين جنگ برگ برنده ای از اين پهلوانی بدست آورند. اين وضع موجب افزايش شک در توانائی مستقلانهء قوای امنيتی پاکستان در سرکوب القاعده گرديده است. در چنين حالتی بیگمان پرسشهای متعددی بوجود آمده است و از جمله اينکه: آيا امريکا مجبورنخواهد شد که با نيروهايش به آنطرف خط نيز بخزد؟ آيا نظاميان امريکا که قراراست درجولای 2011 ازافغانستان بازگشت را آغازکنند، به وطن شان رهسپارميگردند و يا که ناگزيرخواهند بود تا به ... بروند؟ خاصتاً وقتی که آقای گيلانی صدراعظم پاکستان ابراز تشويش ميکند که "افزايش نيروهای نظامی امريکا درافغانستان موجب خواهد شد که طالبان ازافغانستان به آنطرف مرز(پاکستان) فرار و فعاليتهای شانرا شدت بخشند"، اين سوالها را جاندارتر و مطرح تر ميسازد. از جانب ديگرامريکا وغرب گاهگاهی تشويشهای شانرا مبنی برخطرالقاعده برای تأسيسات هستوی پاکستان پنهان نميکنند. پس آيا پاکستان در ستراتيژی ديگری جايگاه بلندتری نخواهد داشت و آيا اين جايگاه، خزيدن نظامی و استقرار نيروها درمناطق قبايلی است؟ نگارنده می انديشد که با وجود پيش بينی احتمالات، اصلاً اين چگونگی تحقق ستراتيژی جديد و خاصتاً زمان آغاز خروج نيروها ازافغانستان است که ميتواند به اين پرسشها پاسخ مناسب ارائه دارد. |
اکثر تحليلگران به اين عقيده اند که اشاره و يا مراد غير مستقيم اوباما از "پناه گاه امن" پاکستان و خاصتاً مناطق قبايلی آن برای القاعده است.