باور به تکافل نظم را تضمین می کند
نوشته شده توسط عارف-کندز   
 
سالانه چندين مليارد دالر اسعار "آبلهء دست و محصول عرق جبين من و تو!!!" به بيرون مرزها به جيب کمپنی های منطقه و جهان ميريزد.
 
مدتهاست که عناوين وبرنامهء رسانه ها را اکثراً مسايل رشوت و فساد اداری تشکيل ميدهد. در شمارهء قبلی هفته نامهء وزين افغانستان امروز دو عنوان در همين مورد از دو دانشمند گرامی به نظر ميخورد که انگيزه انگيز و جرئت ده و دعوت گرا بود تا من نيز در سفرهء مطبوعات حاضر و متناسب با توان و بضاعت فهمی خويش چند سطری درين باره بنويسم.

نظر و نسخهء آن دو دانشمند خيلی ها با ارزش و حقايقی بود که ازآن نميتوان چشم پوشی کرد. در آن نوشته ها علت پيدايش وجلوگيری از فساد دقيق ارزيابی شده بود. واقعاً اگر افغانستان در فساد اداری و رشوت خوری دومين مملکت است؛"خدا ميداند که در سوماليا چه حال و در ترکيهء چند دهه قبل خاکباد به چه ميزان؟!!"

بعد از نقد گونه با احترام زياد و حرمت خاص به نکات نظر آن دوستان، چون مواقف اجتماعی تفاوت بکند، ديدگاه ها نيز تفاوت ميکند لذا اين نگارنده رشوت و فساد اداری را از زاويهء ديگری می نگرد:

مدار ديدگاه از اين زاويه  موقعيت جغرافيائی و اهميت ژئوپوليتيکی افغانستان است که در سرخط برنامه های مطالعاتی اهل اقتصاد و سياست منطقه و جهان قرار دارد. اين يک حقيقت مسلم در تأثير گذاری در تعاملات است و حقيقت ديگر در قضيه که علاقمندی مؤلدين را نيز مضاعف ساخته، بازار مصرفی بودن افغانستان است چرا که وطن عزيز ما در اقتصاد توليدی(زراعت و صنعت) نسبت قريب با مصرف خود ندارد و از لحاظ تناسب، مصرف با توليد به حد کافی به پختگی نه رسيده است. افغانستان متناسب بامشکل اقتصادی با فرهنگ اقتصادی نيز مشکل دارد.

از آنجائيکه اقتصاد زراعتی و صنعتی از رکود به حرکت لازم و پيشرفت مکفی دست نيافته است، در ترويج فرهنگ اقتصاد در استفاده از محصولات صنعتی و زراعتی نيزکوشش لازم نشده است. توليدات افغانستان با مصرف آن  توازن و تناسب ندارد. نَوَد فيصد ضرورت ها از زراعتی تا صنعتی از بيرون وارد کشور ميگردد. سالانه چندين مليارد دالر اسعار "آبلهء دست و محصول عرق جبين من و تو!!!" به بيرون مرزها به جيب کمپنی های منطقه و جهان ميريزد. برای حفظ حالت موجوده (در حد بازار مصرف) دست های در عقب پرده بازی ميکنند. اين دستهای سود جو بيکار نمی نشينند. هميشه بازارهای ايجاد شدهء مصرفی را حفظ و انکشاف داده و بازارهای جديد مصرف را تدارک می بينند. ملت های که ديد عميق در سياست گذاری اقتصادی خويش ندارند، هميشه مورد بهره گيری اجانب بيرون مرزی قرار ميگيرند. ملتی که دارای سياست سالم اقتصادی نباشد، مثل يک فاميل کم اقتصاد و بی اقتصاد  دربحران فرو ميرود.

يکی از اثرات بحران موقعيت جغرافيائی افغانستان در همسايگی و نزديکی ممالکی است که در اقتصاد زراعت و صنعت ازما دست بالا دارند. آنهای که در اين عرصه نسبت به ما دست بالا دارند، کوشش ميکنند که افغانستان در حد مارکيت مصرف باقی بماند. وارد شدن محصولات کم کيفيت و بی کيفيت باعث بحران اقتصادی و سياسی مملکت گرديده است. اغماض و چشم پوشی، تقلب و تخطی از اصول و قانون پيش زمينه های رشوت و فساد اداری ميباشد.

در سطح بلند وعالی در به وجود آمدن فساد اداری و رشوت به حجم بلند اهميت ژئوپوليتيکی با ترکيب مکمل آن از منابع و اهميت طبعی تا سياسی افغانستان نقش محسوسی دارد که متوازی با سياست و اقتصاد مثل اب زير کاه سياست انديشه در حرکت است. گرمی وسردی اهميت ژئوپوليتيکی گراف بحران ها را در همه ابعاد بالا و پايان می برد. گاهی افغانستان در محراق توجه جهان بوده و گاهی فراموش ميشود. اين خود در جامعهء افغانی در چند دههء اخير چندين مرتبه مشکل آفريده است. اين ملت را به بحران فروبرده، باعث از هم پاشيده گی شيرازهء نظام های سياسی، اقتصادی، اجتماعی و اداری گرديده است. فساد، رشوت، اختلاس و فرهنگ تقلب و تخطی از موازين قوانين شرعی و اداری را ترويج و معمول نموده و به سلامتی نظام ضربه زده است. فضای سياسی کشور را به جو غيرمطمئنِ ودرحال نوسان و دست خوش حوادث تبديل نموده و اين خود سبب فرار مغزها و سرمايه شده است.

تدابير موجوده نسبت نبودن ديدگاه مشترک اهل سياست ما درعرصهء اقتصاد و سائر ابعاد ملی پاسخگو و جوابده به نيازهای ابعاد و شئون مختلفهء زندگی اجتماعی ما نبوده است. در چند دههء اخير ما درافغانستان نظامهای مختلف اقتصادی و انواع بازار را از جهان کاپی نموديم و چون با ساختار اجتماعی و ظرفيت اقتصاد ملی و فرهنگ پذيرش ملی متناسب نبوده، نتيجهء مطلوب بدست نيآورديم.

فاشيسم، کمونيزم، ليبرالها و سرمايه داری با تعمق دقيق در جامعهء خويش نظام اقتصادی خويش را در بازار پياده کرده اند وعنصرظرفيت هميشه برای شان معيار بوده است. فلهذا تحت يک عنوانی نظام و سيستم های اقتصادی در جهان در هر جغرافيه با تفاوت تطبيق می شود و اين تفاوت ها فعلاً درهرجغرافيه به شمول امريکا و اروپا مشهود است.
خلاصه چه بايد کرد؟! از ديد من اول بايد اهل سياست را جو سازی نمود تا مغزهای متفکر و مدبر سياست و اقتصاد و سرمايه های که از وطن فرار نموده وارد وطن گردد. اينها ميتوانند در زودن زنگ های سياه و بدنام فساد و رشوت از بدنهء وطن به ملت خويش کمک کنند و در انکشاف و پيشرفت اين وطن ملت را زياد ترازاين تنها نگذارند.

در گام بعدی اهل سياست و رهبران ما در ابعاد مختلف در توحيد ديدگاه های خود با يک خود گذری چه در سياست و چه در تجارت و در ابعاد بقيهء اجتماعی -  فرهنگی کوشش بدارند تا يک مرکزيت قوی که تقدس مرام و هدف در آن تعريف شود، حدود و مشترکات ملی ترسيم و تناقضات منفی ازبين برده شود، در تمرکز قدرت تبديل شده به اقتدار معقول در يک محور اکادميک که توان و قابليت ايجاد نظام را داشته متناسب با ظرفيت های فکری و انديشوی ملت،  پاليسی ساز وسياست گزار باشد، اقدام بدارند. اراکينی که از تعهد عالی ايمانی و وجدانی برخوردار وعقلانيت آنها به حد بلوغ تشخيص امور نظری از لحاظ ديد فلسفی و منطقی انسانيت بوده و تسلط آن بر شيطنت نفس و هوا وهوس با افزار دفاعی فضائل حکمت چه عملی و چه نظری به حد تام و معياری باشد، بکار گماشته شوند.

بعداً در نظام امنيت با ابعاد متعددآن ضرورت می افتد که قواء  تقنين – اجرائی و قضائی را به جايگاه غائی آن بنشاند. خلاصه عرض شود که مصئونيت تامه از مصئونيت پست دولتی، فکری وانديشوی گرفته تا امنيت فزيکی، جانی و مالی که زير اين عنوان مطرح است، تا حدود امکان تأمين شود.

 در اقدام بعدی، رکن اساسی نظام مسئلهء تکافل است که افراد و کدرهای تشکيل دهندء نظام، آيندهء خودرا با ميزان و معيار تضمين کنندهء آن ببينند. نبودن ضمانت در تکافل از فاميل شروع به هر معياری که بالا ميرود چه نظم فاميلی باشد و چه نظم سياسی و اداری، نظام را نمی گذارد که به حد لازم انکشاف کند. نبودن تکافل در فاميل نسبت روشن نبودن موقف آينده، هر فرد فاميل را به دزدی سوق ميدهد و اهل اداره و نظام را در اختلاس و رشوت و فساد اداری.

حفظ تابعيت های دومی هم اکثراً از بی اعتمادی درتکافل وعدم تضمين آينده ها منشأ ميگيرد.
 
 

ارسال نظرات شما

نام شما:
ایمیل شما:
عنوان:
نظر:
ناشر، ميديوتيك افغانستان
بانر تبلیغاتی
بالاي لوگو كليك كنيد
مسووليت محتوای مطالب نشر شده به نويسندگان آنها مربوط است