تازه ترین خبر
*
هرات: سی پولیس به اتهام اخاذی از وظيفه سبکدوش شد
***
پلخمری: یک رویداد ترافیکی يک کشته وهشت مجروح بجا گذاشت
***
نيمروز: 5 غيرنظامي ديگر قرباني انفجار ماين شدند
***
سه ملیون دالر به وزارت اطلاعات و فرهنگ کمک می شود
***
بغلان: تصادم رينجر پولیس با یک عراده موتر سایکل قربانی گرفت
***
کونړ: سیلابونو لس تنه ووژل
***
نیمرز: شش طالب در خاشرود کشته شدند
***
ريس معارف غور به سه سال حبس محكوم شد
***
زابل: چاودنې څلور ملکي وګړي ووژل
***
هرات: دو سرباز ايتاليايي كشته شدند
***
ارزګان: دقران کريم د سپکاوي پر خلاف سترلاريون وشو
***
لغمان: سېلابونو د لغمان په ولايت کې 11 تنه وژلې
***
هلمند: دبیړنیو مرستو روغتون په کار پيل وکړ
***
پکتيا: د سټو کنډوو کې بمي چاودنه
| امريکا باافزايش سی هزارعسکرِ ديگر، چه ميخواهد؟ |
| نوشته شده توسط ع شاهد - کندز |
|
بلاخره اوباما با عبور از موقعيت دشوار و پس از تفکر طولانی و مشاورت با بلند پايه ترين مقامات کشوریخود، ستراتيزی جديدی را تدوين کرد که در ظاهر ميشود آنرا برای افغانستان و در واقعيت برای منظقهء ما قلمداد نمود. بدون شک اتخاذ تصميم در تدوين ستراتژی جديد و خاصتاً در شرايط کنونی در بخش با اهميت آن که عبارت از اعزام سی هزار نيروی تازه دم نظامی به افغانستان است، کار بس دشوار برای اوباما بوده است زيرا در کمتر از يک سال زمامداری اين دومين باريست که او در مورد اعزام وافزايش نيروهای نظامی امريکا در افغانستان تصميم اتخاذ ميدارد. تصميم اخير در باره اعزام نيروها رقم حضور نيروهای آن کشور را در مقايسه با دوره پنج سال رياست جمهوری جورج بوش به دو برابر افزايش ميدهد. اما براک اوباما از اين همه افزايش نيروها چه ميخواهد؟ اين سواليست که متن و جوهر اين ستراتيزِی را ميسازد. روح ستراتيژی جديد ملهم از اين است که امريکا تصميم دارد تا برخی از مسئوليت ها را در گستره مبارزه با تروريزم و تأمين ثبات افغانستان به عهده خود افغانها واگذار کند. در عين زمان اوباما علاقمند است تا با افزايش نيروها به برخی ازاهداف امريکا در مبارزه با تروريزم دست يابد و از حفظ وضع موجود و يک جنگ فرسايشی جلوگيری نمايد. برخی تحليلگران به اين عقيده اند که افزايش نيروها پيوند عميق با تفکر و اراده اوباما در باره مسئله افغانستان دارد زيرا او در کمپاين انتخاباتی و بعدازآن در نخستين اظهاراتش پس از رسيدن به کرسی رياست جمهوری امريکا اذ هان نموده بود که نسبت به موضوع افغانستان به گونه ديگری خواهد انديشيد. او علاقه داشت و دارد که خود و امريکا را از بن بست مسئله افغانستان نجات دهد و درحقيقت به اين پرسش پاسخ دهد که افغانستان برای امريکا ويتنام ثانی نخواهد بود و امريکا ميتواند ازين منجلاب موفقانه بدر آيد. اين موضوع در بيانيه او که برای ملت امريکا در رابطه با اين ستراتيژی ارائه داشت، متبارز بود. اگر از يک جانب امريکا با افزايش نيرو ميخواهد وظايف نوبتی خويش را به انجام نزديک سازد و در تأمين ثبات افغانستان و منطقه تعجيل به خرچ دهد، از جانب ديگر در نظر دارد تا زمينه های آموزش و رشد نيروهای افغان را مساعد تر سازد تا قابليتی را دريابند که بر بنياد آن آنطوريکه ستراتيژی جديد پيش بينی ميکند زمينه های بازگشت نيروهای امريکا از افغانستان در سال 2011 مساعد گردد. ازين سبب است که مسووليت يک بخشی از نيروهای تازه وارد به افغانستان ظرفيت بخشی و رشد و توسعه قابليتهای اردو، پوليس ملی و ساير نيروهای افغانی مصروف به مسئله تأمين ثبات خواهد شد. عده ای از تحليلگران به اين باور اند که در حقيقت اوباما با انتباه از چگونگی جنگ اردوی پاکستان در مبارزه با طالبان که اخيراً و درمواردی موفقيت آميز به نظر ميرسد محاسبه نموده و خوش بين است که افزايش نيروها در افغانستان از يکسو به شکست بدنه خشونت زای طالبان و تأمين مناطق امن برای مردم خواهد انجاميد و از سوی ديگر به نيروهای مسلح حکومت افغانستان امکان وقابليت مبارزه جدی در حفظ و توسعه دست آوردها و در نهايت بوجود آوردن ثبات را بدست خواهد داد. فرمول افزايش نيرو به منظور ختم زودتر مسووليتها و بلاخره باز گرداندن نيروها متن ستراتيژی جديد را ميسازد. اوباما درست از همين موقعيت و با همين استدلال خواست به روان مشوش و ابهامی که جامعه امريکا را در رابطه با نتيجه جنگ در افغانستان می آزارد، توضيحی به ظاهر منطقی ارائه نمايد. با وجوديکه برخی تحليلگران مسايل بين المللی در افغانستان و قسماً در ساير کشور ها هنوز شک دارند که نشايد امريکا به اين همه سادگی ميدان بازی را در منطقه رها کند، اما نميتوان اين را نيز ناديده انگاشت که تداوم حضور پرخرچ مالی و جانی نه تنها برای امريکا بلکه برای ساير کشورهای مصروف مبارزه با تروريزم در افغانستان و آنهم در حاليکه پيشرفت و توسعه بسيار به کندی سير ميکند، حوصله گير وتوانفرسا است. به همين نسبت است که به افاده "انتقال" در ستراتيزی حاضر امريکا جايگاه خاص در نظر گرفته شده است. اوباما با اين طرح ميخواهد چند حرف بزند. اول اينکه بايد مسؤليت های ايجاد ثبات، دفاع از ارزشهای صلح و مقابله با جنگ افروزان به عهده خود افغانها گذاشته شود و اين مسؤليت از شانهء نيروهای امنيتی بين المللی به دوش نيروهای افغان انتقال کند حتی اگر تدريجی هم باشد، و دوم اينکه طور غير مستقيم واضح ميسازد که حاکميت افغانستان بايد فرصتهای را برای بازگشت(انتقال) حد اقل غير تعجيلی نيروهای امريکائی به کشور شان مساعد گرداند. آيا راه ديگری برای اوباما وجود داشت؟ از ديد جمهوری خواهان امريکا که بيشتر به ادامه جنگ تا پيروزی متکی است، افزايش نيرو و درهم کوبيدن جنگ افروزان با وسايل جنگی، مورد مؤثر در اين زمينه محاسبه ميشود. آنها که اکنون دولت را دراختيار ندارند و به اين ترتيب از مسووليت مستقيم مبرا و از اين لحاظ در حاشيه اند، حد اقل اکنون اعلان موضع گيری دوام جنگ تا پيروزی، شايد ساده تر باشد و از جانب ديگر آنها ميخواهند مسووليت احتمالی بی نتيجه گی هر نوع تدبيری را که فرمول جنگ تا پيروزی بدنبال خواهد داشت بدوش اوباما گذارند تا از آن در مبارزه و رقابت به نفع خود سود بجويند اما برای دموکراتها و اوباما که شايد بارسنگين برخی اشتباهات جمهوری خواهان را حد اقل برای زمان کوتاهی به ميراث برده اند و اکنون حکومت را در دست دارند و مستقيماً پاسخگو اند، ادامه راه جنگ تا پيروزی، انتخاب بس دشوار است. با وجوديکه هم در امريکا و هم در ساير نقاط دنيا گرايش به پيروزی در مقابله با تروريزم با شدت وجود دارد. اما در برابر همه نيروها و کشورهای در گير مبارزه با اين هيولا، گرايش جدی و شديدتر از آن مبنی بر اينکه بايد اين جنگ يا تقابل هرچه زودتر به نتيجه مطلوب نايل آيد نيزموجود است. سوی ديگر سکه اين است که اين جنگ اکنون به درازا کشيده شده است و بار آن بر دوش امريکا سنگينی ميکند. در واقعيت امريکای امروز امريکای ده سل قبل نيست. امريکا با بحران شديد مالی در خود و در جهان مواجه و دست وگريبان است لذا بايد محطاطانه عمل کند و آنطوريکه خودش ميخواهد، در اين بازی بايد برای همراهان افغانی خود نيز پاس دهد تا شوت کردن و گول زدن را تجربه نمايند و بياموزند. |
